سلام بعد مدت ها... - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
خب خب خب من برگشتم ،حالاشاید اونقدراهم برگشت من مهم نباشه اما هست برای خودم! میدونین امروز یه جریانی پیش اومدم که باعث شد یاد گذشته بیوفتم ،بچه تر که بودم سر یه عشق یه طرفه ی افسانه ای ،به طرف التماس میکردم بمونه ،تمام تلاشم و برا نگه داشتنش میکردم اما حالا زمونه جوری چرخیده که از کسی خواهش میکنم بر...
خودکشی... - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
سلام! امروز واقعا تصمیم گرفتم که خودکشی کنم ،آره تصمیم جدی راهشم بعد از کلی تحقیق انتخاب کردم: مرگ موش! کاملا مصمم بودم اما شب سر شام زدم زیر گریه پرسیدن چی شده منم گفتم همچین تصمیمی گرفتم ،خب طبیعیه که باور نکنن اما بهم اطمینان خاطر دادن که دوسم دارن و زنده موندم بهتره... ولی وقتی مردن انقدر عادی ش...
تنهایی تو زمستون پاییزی... - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
تو این هوا تنهایی مثل گم کردن مامانته تو شلوغی ،مثل ندیدن دوستاته تو تاابستون ،مثل حسرت سفر و نرفتن مثل این چیزاس... تو حیاط خوشگل دانشگاه راه میرفتم ،که بعد بارون تازه خوشگلیش و به رخ میکشه و اما امون از سردی هوا که نمیزاره عشق کنیم با اون منظره و اون مه و اون همه زیبایی خب آخه مسلمون اینا مال پایی...
یه درس ساده که ۲۵ سال، یاد گرفتنش طول کشید؛ - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
توهم اینکه من آدم خوبیم!!!؟ - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
یه مرز باریک هست بین بیشعوری